خرید بک لینک
نامش برف بودتنش برفیقلبش از برفو تپششصدای چکیدن برفبر بامهای کاهگلی...و من او راچون شاخه ای که زیر بهمن شکسته باشددوست می داشتمبیژن الهی

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:11

دلم شکست، کجایی که نوشخند زنی؟به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟دوباره وصله ای از بوسه های دلچسبتبرین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟دمی ضماد گذاری... دمی گزند زنیمباد دود دل من به چشم غیر رودمخواه بیشتر آتش درین سپند زنیمنم که پیش تو از بید سر به زیرترمتویی که طعنه به هر سرو سربلند زنیدوباره همهمه افتاده است در کلماتکه در حوالی این شعر دیده اند زنیزنی که وصفش در این غزل نمی گنجدزن از حریر... از ابریشم... از پرند... زنی...علیرضا بدیعبرچسبها: اشعار, غزل, علیرضا بدیع+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۶ساعت 20:34&nbsp توسط احسان نصری  | 

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:11

به جز دو دست من، دو چشم من، لبان منبه جز دو دست او، دو چشم او، لبان اوکس از کسان شهر را خبر نشدکه من مکیده ام ز قلب او، هزار آرزوی اوکس از کسان شهر را خبر نشدکه این درخت خشک رامن آفریده امکس از کسان شهر را خبر نشدکه آبشار شیشه ها فرو شکست و ریختو یک زن از خرابه های قلب من رمیدو مردی از خرابه های قلب او گریختبه جز دو قلب ما، درون خانه ای ز خانه های شهرکس از کسان شهر را خبر نشدکه کشتن است عشق، عشق کشتن استکس از کسان شهر را خبر نشدکه مردن است عشق، عشق مردن استکنون برهنه ایستاده ام میان چارراه شهرشفای من، درون خانه ای ز خانههای شهر نیستشفای من درون قلب عابران چارراه نیستشفای من درون ابرهای روی کوه هاستشفای من درون برف هاستبرهنه ایستاده ام میان چارراه شهرو نعره میزنم: ببار! هان ببار! هان ببار، ابرکه گرچه مُرده قلب من، ولی نمرده روح منببار! هان ببار! هان ببار، ابررضا براهنیبرچسبها: اشعار, شعر نو, رضا براهنی+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 18:37&nbsp توسط احسان نصری  | 

برچسب: نویسنده: کیارش اسدی تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:11

صفحه بندی